๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

و روزی رسید که فقط تصویر خیالی و موهوم او کنارم به جای ماند ...


نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

آدم یکبار عاشق می شود و بعد از آن سعی در تکرار آن لحظات با کسی دیگر میگیرد و از این کپی مذبوحانه رنج میکشد.
نمایه کاربر
m2.1988
کاربر جدید
کاربر جدید
پست: 27
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 15 دی 1398, 9:41 pm
محل اقامت: کرج-تهران و کره مریخ
تشکر کرده: 21 دفعه
تشکر شده: 4 دفعه
تماس:

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط m2.1988 »

آدم اگر آدم باشد هیچوقت عاشق نمیشود...
سرسپردمو دلو زدم به نامت-ندونستم که دلت پر ازدحامه
N i m a 4 0 3 0
کاربر جدید
کاربر جدید
پست: 17
تاریخ عضویت: دوشنبه 23 دی 1398, 11:06 pm
تشکر شده: 2 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط N i m a 4 0 3 0 »

امروز مجبور بودم به سربازی شلیک کنم ،که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می کرد.
ماریا....ماریا....
و بعد جلو چشمان من مرد.
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم سنی در آن بود .حدس زدم ماریاست،از خودم بدم آمد.من معمولا پای افراد را نشانه می گیرم ؛سعی می کنم آنها را نکشم؛فقط زخمی میکنم تا دنبال ما نیایند.اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم ،ناگهان خم شد و گلوله به سینه اش خورد...
حالا ماریای کوچکش چقدر باید منتظر بماند ؛چقدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد....
ماریا حتی نمیداند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
#جنگ بدترین فکر بشر است؛از بچگی فکر می کردم مگر آدم ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می بینم بله ،گاهی مجبورند؛چون آنها که دستور جنگ را می دهند زیر باران نیستند؛میان گل و لای نیستند
و با فکر چشمان سبز ماریا نمی میرند؛آنها در خانه های گرم شان نشسته اند،سیگارمی کشند و دستور میدهند...
کاش اسلحه ام را به سمت کسانی می گرفتم که در خانه های گرمشان نشسته اند بچه هایشان در استخر شنا می کنند و آنها با یک خودنویس گران،حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند؛راحت تر از نوشتن یک سلام!
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

زمان کش می آمد و من به یاد گذشته هام، تمام تاریخ را مرور می کردم،
تشنه ام می شد، یاد پدرم می افتادم و باز به آن جا بر می گشتم
که جلو در اتاقش سیخ وصاف بایستم و به حرف هاش گوش کنم.
حتی فرصت داشتم به سال های بعد فکر کنم،
و او همچنان حرف می زد.
آن قدر که احساس می کردم یک ماه گذشته است
و من مثل یک خیال در ماه دیگری هستم.
نمایه کاربر
MohammadTaher
مدیر سایت
مدیر سایت
پست: 958
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 فروردین 1387, 12:00 am
محل اقامت: فرانکفورت، آلمان
تشکر کرده: 155 دفعه
تشکر شده: 269 دفعه
تماس:

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط MohammadTaher »

یه دنیا حرف دارم قد یه کهکشون به این دلم بدهکارم یه دنیا حرف دارم من که
گفتم دست از سر تو بر نمیدارم بد شده رفتارم آره یه عالمه احساس بی هدف دارم
امضا فعال شد
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

تا دوزخ‌ها بشکنند
تا سایه‌ها بی‌پایان شوند
تا نگاهم رها گردد
درهم شکن بی‌جنبشی‌ات را
و از مرزِ هستیِ من بگذر
سیاهِ سردِ بی‌تپشِ گنگ! ...
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

تنهایی و غمِ غربت در جانش چنگ انداخت،غربتی که در میانِ شهرِ آشنا گریبانش را گرفته بود.
چقدر انسان تنهاست.
مثلِ پرِ کاه در هوای طوفانی ...
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

آی آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید،
یک نفر در آب دارد می سپارد جان ..
نمایه کاربر
paieez_mk
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
پست: 12792
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 آبان 1389, 12:00 am
تشکر کرده: 29 دفعه
تشکر شده: 18 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط paieez_mk »

چه بی‌کران ندارمت !چه ظالمانه نیستی !
چه گرم دوست دارمت! بگو بکام کیستی؟
چرا ز عمق درد من، دلت خبر نمی شود؟
اگر چه زنده‌ام ولی،بگو چگونه زیستی؟
به نرم‌ریز اشک من، چرا سَرَک نمی‌کشی؟
چرا نشد بپرسی‌از، غم که شد گریستی؟
نه دارمت! نه دانمت، کدام راه رفته‌ای؟
به سنگ‌واره ات بگو‌، در انتظار چیستی؟
به شهر چشم‌های تو، هزار بار رفته‌ام
بشوق‌توست ماندنم،مَپُرسم‌ازچه ایستی؟
نه‌میشود بتو رسید! نه‌میشود ز توگذشت!
به بودنم رضا مشو! مرا ببر به نیستی
هزار دام بسته‌ام ! هزار دفعه رسته‌ای
کبوتر سپید من ! بگو به بام کیستی؟؟

علی سلطانی نژاد
جای پات به روی قلبم هنوزم تازگی داره ...
نمایه کاربر
MohammadTaher
مدیر سایت
مدیر سایت
پست: 958
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 فروردین 1387, 12:00 am
محل اقامت: فرانکفورت، آلمان
تشکر کرده: 155 دفعه
تشکر شده: 269 دفعه
تماس:

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط MohammadTaher »

می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد

شما گوش نکنید

چون اگر چنین بود
از منش و شخصیت هیچکس
چیزی باقی نمی ماند

هر کس، هرچه به سرت آورد ،
فقط خودت باش
نگذار برخورد نادرست آدمها
"اصالت و طبیعت" تو را خدشه دار کند
اگر جواب هر جفایی ، بدی بود
که داستان زندگی ما
خالی از ؛ آدمهای خوب می شد
امضا فعال شد
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

Me fighting him,
Fighting light,
Fighting dawn
And the waves came,
And stole him,
And took him toward..
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود وُ شرح به پایان نرود
N1MA
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
پست: 24572
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391, 12:00 am
محل اقامت: چشــم ویروســـی
تشکر کرده: 876 دفعه
تشکر شده: 638 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط N1MA »

‏بزرگترین قمار زندگی
" اعتماد کردنه "

ببری خوب میبری
ببازی بد میبازی
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

غمت مَباد، که یاد تو با من است هنوز.
نمایه کاربر
MohammadTaher
مدیر سایت
مدیر سایت
پست: 958
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 فروردین 1387, 12:00 am
محل اقامت: فرانکفورت، آلمان
تشکر کرده: 155 دفعه
تشکر شده: 269 دفعه
تماس:

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط MohammadTaher »

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال
پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود
امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو
خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو
دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش ......
گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل
دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده
گفت .........
گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار.....
روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست..
بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم
زره زره آب گشتم
کم شدم.....
آخر آتش زد دل دیوانه را ......
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من .....
عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زه سر دیشب از کف رفت فردا را نگر
اخر این یک بار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه آب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...
بعد از این هم آشیانت هر کس است .... بعد از این هم آشیانت هرکس است
باش با او یاد تو ما را بس است
امضا فعال شد
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

زندگی‌مان را چون خانه‌ای برای کسی می‌سازیم و هنگامی که می‌توانیم او را سرانجام در آن جای دهیم نمی‌آید، سپس برایمان می‌میرد و خود زندانیِ جایی می‌شویم که تنها برای او بود.
نمایه کاربر
Khano0o0oM
ناظم انجمن
ناظم انجمن
پست: 14788
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 خرداد 1390, 12:00 am
محل اقامت: His Heart!
تشکر کرده: 2013 دفعه
تشکر شده: 1180 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط Khano0o0oM »

عشق اما
آنقدر با شکوه نبود
بیشتر تنها بود
غمگین و تنها
دور بود
دور
N1MA
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
پست: 24572
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391, 12:00 am
محل اقامت: چشــم ویروســـی
تشکر کرده: 876 دفعه
تشکر شده: 638 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط N1MA »

و عُمرِ احساسات یک زن
ذره ذره با هر کوتاه آمدنی،
کوتاه میشود ...

🍂🍁
N1MA
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
پست: 24572
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391, 12:00 am
محل اقامت: چشــم ویروســـی
تشکر کرده: 876 دفعه
تشکر شده: 638 دفعه

๏̯͡๏ اפـسـ☂ـــاس هـاے بـــــ☂ــــارانــے ๏̯͡๏ N1MA

پست توسط N1MA »

هیچوقت
آدمی رو قضاوت نکنید،
چون سرنوشت انقدر دنبالتون میکنه
تا تو یه کوچه بن بست
شما رو تو همون شرایط قرار بده!

🍂🍁
موضوع جدید ارسال پست